تبليغاتX
آهنگ قلبها

درباره


موضوعات
ادامه دارد

-----------

تبلیغات

Narenj.com بهترین سایت ایرانی - موزیک - ویدئو کلیپ - جوکستان - فکر خوانی - گالری عکس و ...

 

نميدانم كجا بودم ، شايد مثل هميشه غرق در درياي اوهام و شايد روحي سرگردان در دشت خاطرات ديروز … نميدانم چه مي كردم ، شايد ميگريستم بدون اينكه سر بر شانه هايت داشته باشم و شايد باز هم مثل ديوانگان از رفتنت فرياد ميكردم … لحظه رفتنت را خوب بياد دارم ، لحظه اي كه تو پرواز كردي و اوج گرفتي و من دلم مرداب شد ، لحظه اي كه من چون عذا داري سياه پوش بر گور عشقم ميگريستم ، بياد دارم شكوه هايم و اشكهايم را … اي عزيزترين زندگيم چرا نا گاه اين چنين شدي و آتش عشقم را به خاكستري سرد بدل كردي ... مگر نگفتي ميماني تا قيامت ؟!! تا قيامت راه بسيار است و من تنها ، مگر نگفتي نميگذاري لحظه اي تنها بمانم و تا آخر راه در كنارم ميماني ؟... پس كجا رفتي ؟ من تنهايم ...

از سياهي اين شبهاي بي پايان ميترسم ! تنهايم نگذار …

ناگاه گرمي دستاني را بر شانه هايم حس كردم ، ميترسيدم نگاهت كنم ، مبادا رويا باشي ‌، ميترسيدم لمست كنم ، مبادا طلسم باشي و نابود شوي ، ميترسيدم بوسه بر دستانت بزنم ، مبادا آتش عشقم وجود شرمنده زمستانيت را آب كند ، حتي ميترسيدم مثل آوازهاي كودكي ام زمزمه ات كنم ، لرزشي مبهم بر وجودم چيره گشت ، گويي حتي قلبم ميلرزيد ، آرام آرام چشم گشودم ، به آرامي سالهايي كه در كنارت عاشقانه مانده بودم و ناگاه پرتوهاي آفتاب را كه گويي دست نوازش پروردگارم بود بر شانه هايم حس كردم ، اشكي بر گونه ام لغزيد ، چشمان خواب آلودم باز شد و بي اختيار بر جمله اي افتاد كه بالاي سرم بود :

بهارم رفت

عــــشقم مرد

يـــــارم رفت

و باز يافتم كه زنده ام اما بدون تو …

+| نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 2:7 
 

http://services.entireweb.com/addurl/submit.php?id=56d0e3f64798cc4c9f777a3d9b16bd32