تبليغاتX
آهنگ قلبها

درباره


موضوعات
ادامه دارد

-----------

تبلیغات

Narenj.com بهترین سایت ایرانی - موزیک - ویدئو کلیپ - جوکستان - فکر خوانی - گالری عکس و ...

 تو
تو
تو را ديدم نگاهم با نگاهت تلاقي کرد تو را ديدم نيم تنه قهوه اي رنگت را و چشماني که کمي از ان روشنتر بود تو را ديدم و هماندم احساس کردم که دوستت دارم همچون شمعي روشنايي اش را.
همچون معشوقي عاشقش را. تو را دوست دارم همچون اسماني ستاره اش را و بالا خره همچون دختري تنها مرد دنياي درونش را .
و از ان پس بود که تنها بخاطر تو نفس ميکشيدم و حتي بخاطر تو زندگي ميکردم زيرا چشمانت فسونم کردند و نگاهت سراپاي وجودم را به اتش کشيد.
اري من غنچه سوسني بودم و بخاطر تو شکفتم ولي تو هرگز مرا نچيدي.
پروانه اي بودم و بخاطر تو در اسمانها گشتم ولي تو هرگز مرا نگرفتي.
شمعي بودم وبخاطر تو سوختم ولي تو هر گز خاموشم نکردي.
ويلني بودم و بخاطر تو ناله ام به هوا برخاست وسيمهايم مرتعش شد ولي تو هرگز به من گوش ندادي.
تک درختي بودم و در افتاب سوزان بخاطر تو شکوفه دادم ولي تو هرگز نگاهم ننمودي.
ابري بودم و بخاطر تو گريستم ولي تو هرگز به اشکهايم توجه نکردي.
اتشي بودم و بخاطر تو خاکستر گشتم ولي تو هرگز حرارتم نبخشيدي.
تمشکي بودم که بخاطر تو وحشي گشتم و در بيابانها روييدم ولي تو اري  تو هرگز حتي پايت را هم روي من ننهادي.
اري قلبم را همچون قاليچه اي در راهت گستردم و تو ان را لگد مال کرده و گذشتي بي انکه نيم نگاهي بسويش بياندازي .
اهدايي من و روحم بود که مانند عودي سوخت تا بويش تو را سر مست کند و تو مست وبي پروا گذشتي . بله همه اشکها بي ثمرند.
مثل اينکه جام زندگي تهي شده و انسانها در خماري باقيمانده اند همه بازي ميکنند زيرا زندگي قماري است که من در ان باخته ام و اکنون تنها من هستم و قلبي سرکش  وهر جايي با عشقي ننگين در درونش که نزد تو بجا مانده و هيچکس هم نميتواند انرا به من باز گرداند.
اري حالا من در اين ماتمکده و سکوت مرگبار نشسته و ميگويم !! تو را ......
 
+| نوشته شده توسط در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 23:52 
 

http://services.entireweb.com/addurl/submit.php?id=56d0e3f64798cc4c9f777a3d9b16bd32